خرید بک لینک
بسم الله الرحمن الرحیم   خداجانم چقدر صبرت زیاده.چقدر براحتی ازما میگذری.خدای من  همه ی صفات تو لایق وشایسته ی خدایی چون تو هست.توستاری توغفاری توصابرو سلام و سعید وعلی واعلایی ومن حقیروضعیف وکوجک دربرابر ذره ای از اقیانوس محبتت هستم. خداجانم مراببخش درحق خودم ظلم کردم .درحق بنده  ای که تودرحقش اغماض میکنی من ظلم کردم.من بخودم به جانشین تو در زمین اهانت کردم .وقتی خطاکردم گذاشتم بحساب مقابلم.خدا تو چقدر حفظ آبرو میکنی ومن چقدر بی آبرو یی! کاش زودتر زانوی نیتم پیچ میخورد.کاش زودتر دیگ وجدانم می جوشیدوسرمیرفت.اما همچنان مهربان خدایم آبروی حسین علیه السلام شفاعتم کرده.برای من چند درجه عفو خورد.کاش عفو ملوکانه ی ترا مجدد به غفلت باطل نکنم. ----------------------------------------------------------------------- پ.ن1:اشتباهی مرتکب شدم هرکاری میکردم نمیشد جبران کنم.تا از حضرت خواستم پیش خدای مهربان وساطتم رابکند.یکماهه که  زانوی جفت پاهایم پیچ خورده واین بهترین وزیباترین دردیست که با خوشحالی متحمل میشوم.الحمدالله ----------------------------------------------------------------------------- حدیث نوشت:حضرت علی علیه السلام: از همنشینى با افراد فـاسـق و فاجر و متظاهر به معاصى خدا دورى کن. تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 433 ، ح 9883ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 3 دی 1396 ساعت: 6:02

بسم الله الرحمن الرحیم   کیااین شعررابارهاوبارها دراتفاقات روزمره شنیدن؟اینودرباره ی کسانیکه بهرحیله وترفندی افراد رافریب ویا بدام میندازند بنده شنیدم.مینویسم تا بدانیم ضرب المثل هاوامثال وحکم های گذشتگان سبقه ی تاریخی ویک دنیا معنا پشتش نهفته است.ساده نگیرید! بهرام که گورمی گرفتی همه عمر دیدی که چگوته گوربهرام گرفت؟ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 3 دی 1396 ساعت: 6:02

بسم الله الرحمن الرحیم   صندوق بازنشستگان یه وامی درنظرگرفته که به من وهمسرم شهریورسال دیگه میوفته.بعدمن بشوخی به پسرم گفتم بنظرتو ایناخدان؟میگه کیا؟گفتم مسئولین بازنشستگی.چرا وام دادنشون اینجوریه؟ مگه من تاکی زنده ام؟اصلا شایدیکساعت دیگه نباشم.شمانگو پسرم ازاین جمله ام ناراحت شده ولی نخواست چیزی بگه.تا اومدم بلندبشم خواست کمکم کنه .گفتم وای درب بالای خونه (راه پشت بام)بازه .یهو به تلخی گفت خانومه یکساعت دیگه نیستم بیا اینم سرمای یهویی.کلی غلغلکش دادم گفتم تا من نتیجه هامونبینم مگه ول میکنم این دنیارو؟ _________________________________________________ پ.ن1:براستی وقتی زلزله بیک لحظه تمام زندگی رو منهدم میکنه وقتی مثل آب خوردن میشه مردچرا رذالت؟چرا تهمت؟چرا خلاف واقع حرف زدن؟گیرم توگفتی و کسی هم باورکرد.به فردایت فکرکردی؟ پ.ن2:من میگم همانطورکه اول آشنایی به عزت واحترام آغازمیکنیم .بعدازاینکه همو بهردلیل نخواستیم مثل همون زمان با احترام به گذشته ای که داشتیم ازهم جدابشویم. بعضیا وقتی آن روی سکه شان را نشانت میدهند راحت تر میتونی دل بکنی خداراشکر پسرعزیزم خداراشکرکه دارمت. ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان جعفری‌نژاد تاريخ: يکشنبه 3 دی 1396 ساعت: 6:02

                      بسم الله الرحمن الرحیم   تا حالا رفتین برای میهمانی وبه میزبان کمک کنید؟حتماخیلی پیش اومده.هیچ دیدید هرچیو که میشورید یا برمیدارید میپرسیدکجابذارم؟ ومیزبان گاهی میگه بده به من وگاهی میگه بذارهمونجاباشه.خوشبینانه ترین حالتتون اینه که همه کاری میکنیدتا به میزبان کمکی کرده باشیداما هم وغم میزبان بعدرفتنتون میشه چیوکجابذاره؟چی شکسته که ازچشمش دورافتاده؟زلزله زده هم حکم همون میزبانتون داره میری کمکش اما نمیدونی چیوکجابذاری ؟کاش به جای مانورهای زلزله یادمون بدن که اول ازهمه روح وروان آسیب دیده گان سالم رو نجات بدیم.من یک زلزله دیده هستم تا 4 ماه نمیتونستم توخونه تنها بخوابم یاحموم برم.همیشه چشمم سقفونگاه میکرد. ---------------------------------------------------------------------- پ.ن1:کاش کلیپهای دردناک را پخش نکنیم .یکم به بازماندگان فرصت آرام شدن بدهیم.این دلسوزی نیست این شکنجه ی کل مردم هست. پ.ن2:ازطبس تا رودبار از رودبار تا کرمانشاهان مانور زلزله را خوب آموختیم اماازبازتوانی روح وروان چیزی بلدنشدیم .   به امید درک بیشتر درتوانمندسازی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 6:12

                     بسم الله الرحمن الرحیم   میدونم این مطلبی که مینویسم به مذاق خیلیا خوش نمیاد.عیب نداره .بگذاریدیکبارهم ماحرفی بزنیم که دیگران خوششان نیایدمگرزمین ّبه آسمان میره؟تاحالا هرجا قدم گذاشتم حتی برخلاف اعتقاداتم مطلب خوندم یا برخلاف واقع نوشته بودن اماسعی کردم باسعه ی صدر فقط خواننده باشم وبگذارم بحساب آزادی قلم.حالاهم دوست دارم یکبارشمای نوعی این حق آزادی قلم راکه همیشه میگویید بایدباشدنمیدانم نباید پیشداوری کردنمیدانم بایدکفشش رابپوشیم و راهش رابرویم.این بار مخلص شما میخواهد ازشما بگوید وخودتان قاضی وداورخودتان باشید. تا جایی که میشنوم همگی از کم کاری و بی توجهی ارگانهاونهادهای دولتی وغیردولتی که مراجعه کرده اید وکارتان اونجاگره خورده نارضایتی داشته ایدواکثرا از بی عدالتی یا از بی توجهی واحدهای پذیرش ارباب رجوع ابراز تاسف داشته اید.وصدالبته حق هم باشماهست وخودم هم واقفم که چگونه بابت یک امضاءیا آدرس چندروز سردرگمی ایجادمیکنند.حالا تمام این حرفهاروزدم بگم خداوکیلی شماکه هرکدام گله مندوضعیت مدیریتی ادارات مقابل بوده اید زمانیکه دراداره هستید درچه زمانی ازسیستم اتاقتان که صرفا برای امورات اداره هست برای ثبت وارسال مطالب وبلاگنویسی استفاده میکنید؟حتما خواهیدگفت وقت نهارو چای ...دستکم مخاطبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 6:12

بسم الله الرحمن الرحیم    گفته بودم پیش از این، گلخانه ی رنگ من است حال می گویم جهان، پیراهن تنگ من است استخوان های مرا در پنجه، آخر خرد کرد آنکه می پنداشتم چون موم در چنگ من است دوستان همدلم ساز مخالف می زنند مشکل از ناسازی ساز بدآهنگ من است از نبردی نابرابر باز می گردم! دریغ دیر فهمیدم که دنیا عرصه ی جنگ من است مرگ پیروزی است وقتی دوستانت دشمن اند مرگ پیروزی است اما مایه ی ننگ من است از فراموشی چه سنگین تر به روی سینه؟! کاش پاک می کردی غباری را که بر سنگ من است (فاضل_نظری) _______________________________________ پ.ن: بسم الله مینویسم تا خودم را ازشر شیطان رجیم درامان ببینم.وانتظار ازشما مخاطب ندارم که برات قابل هضم باشدیانباشد! حدیث هم برای گوشزد وتلنگربه خودم هست .حالا اینوسط کسانی هم بخوانندوخوششان بیاید شکر خدا شایسته است.من داستان ملا و پسر وخر را میدانم . ---------------------------------------------------------------------- حدیث نوشت:(به امیرالمؤمنین علیه السلام فرمودند:) آیا تو را خبر ندهم که اخلاق کدام یک از شما به من شبیه‏تر است؟ عرض کردند: آرى، اى رسول خدا. فرمودند: آن کس که از همه شماخوش‏ اخلاق‏تر و بردبارتر و به خویشاوندانش نیکوکارتر و با انصاف‏تر باشد. من لا یحضره الفقیه ج 4 ، ص 370 - مکارم الاخلاق ص ‏442  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 6:12

                                    بسم الله الرحمن الرحیم   وقتی کفشی میخریم اولا باید بدونیم برای کجامورداستفاده دارد.کفش برای  عروسی ومهمونی را که نباید در پیاده روی و ورزش استفاده کردگواینکه بعضیا لباس شب را روز و کفش کوه را در جشن میپوشندواسمش رامیگذارند متفاوت بودن. وقتی عاشق میشویم دست خودمان نیست .عشق بی اجازه ودرنزده وارد میشه اما اگر ادامه دارشدوخواست بشودانتخاب دیگر باید هاونبایدهارا بایددرنظرگرفت.تاوقتی فقط دوستش داریم تمام حرکات ورفتارو هیبتش برامون تکه ومثل اون تودنیا نیست .اما همین شخص حتما معایب ومحاسنی منحصربفرد داره وممکنه در طول زندگی اون روی سکه را مشاهده کنیم.پس همانطورکه کفش وکیف لباس مکان وزمان وموقعیت معین ومشخص را میطلبد درانتخاباتمون باید بجز علاقمندی به فاکتورهای مهمتری دقت ودرنظربگیریم.که من فقط بصورت تیتروار مطرح میکنم هرکی موافق نیست یاهست نظرشو بگه.شایدخیلیا قبولش نداشته باشند باکی نیست بفرماییدرفع اشکال بشود. 1- خانواده (فرهنگ - طبقه) 2- میزان تحمل مشکلات (بی پولی ) 3-درصورت نازابودن ( چه باید بکنیم؟) 4-درصورت نقص عضو طرفین(تصادفات) 5-میزان ارتباط با دوستان(هردونفر) 6-سردوگرم بودن(چقدر پذیرا هستیم؟) 7-نحوه ی هزینه کرد (هردوطرف) 8-اشتغال&nbادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 6:12

کیست این محبوب ذات کبریاست


خاتم پیغمبران و انبیاست

مطلع الانوار ربانیست این


شاه بیت شعر روحانی است این

خلقت هستی به یمن نام او


آدمی سرمست شد از جام او

نور رویش شمس را شرمنده کرد


نام او ما مردگان را زنده کرد

 نام احمد(ص) زینت این دفتر است 


ذکر من یا احمد(ص) و یا حیدر(ص) است 

برچسب: نویسنده: کیان جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 6:12

بسم الله الرحمن الرحیم   13 سالش بود عاشق پسر ریقوی محل که هیچکس حتی مادروبرادرش ازش راضی نبودند شد.هرچقدر بیشترنصیحت می شنید تشنه تروجسورترمیشد.تاجاییکه برای دوست نزدیک وصمیمی اش گفت میدونم باهاش به سرمنزل مقصودوخوشبختی نخواهم رسیداما ازلج مادرم میخوام تاته خط برم.رفت.بچه ی اولش دنیا اومد دست مامای زایشگاه روبوسیدکه منونذارسزارین بشم چون شوهرم بیکاره .بعدازتولدبچه هفته ی اول نه خودش غذای مناسبی داشت ونه تمایلی به شیردادن نوزاد.تا بتواندازمرکز بهداشت گواهی فقدان شیر درپستانها رابگیرد.تا دوسال باپولی که ازفروش شیرخشک بدست میاورد زندگی رو بسختی چرخوند همزمان بچه ی دوم بدنیا آمدوکار بسی سخت ترشد.مادرش ازشدت بغض وناراحتی دریک شب سیاه وسرد زمستانی دوراز او جان سپرد.خانه ی پدری جای ماندن نبودلذا به تهران کوچ کرد و مرد زندگیش را   همین جا گذاشت.20 سال بتنهایی در شهربزرگ ودرندشت تهران با انجام کارای دستی امورات را گذراند.21 سال با بزرگواری آشناشدوتصمیم به ازدواج گرفت اما اوکه مطلقه نبود.دربدرگشت وتوی یک زباله دانی پیدایش کرد.ازش خواهش کردبه حرمت عشق ناکام مانده اش بیاید توافقی طلاق بگیردتا بتواندبعدازعده برای خودش زندگی کند.او آمد گفت میایم چون توازمن مردتربودی .او رفت آن مرد آمدبا 15 سال اختلاف سن دوسال باعشق درکنارش زندگی کرد.والان یکسال از فوت ناگهانی آادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 6:12

بسم الله الرحمن الرحیم

 

کاش سرعت گذر عمر را مثل بادی که ازپنجره اتوموبیل حس میشه احساس میکردیم!

برچسب: نویسنده: کیان جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 6:12

بسم الله الرحمن الرحیم   تاوقتی یادم میاد دردوستی هام حدو حدود وبایدهاونبایدهای طرف مقابلمو رعایت میکردم.مثلا بالای 45 سال باکسی دوستی دارم که هرگز ازش نپرسیده بودم که پدرت چکاره است؟حتی همون زمان نوجوانیم که معمولا حس کنجکاویها بالاست .در دشمنی ها هم (پیش میاد دیگه)هیچوقت سعی نکردم خلاف واقع ازش یادکنم تا منفورتر بشودیا من موجه تر بنظر برسم.یا اگر قرار براظهارنظری بودم هرگز انچه راکه دراو وجودنداشت قویا تکذیب میکردم.شاید یکی ازدلایل موفقیتم درامر دوستی ها همین باشه واما دراین راستا گاهی به گناه نکرده و یا راه وحرف نگفته متهم هم شده ام.اما گذاشتم مرور زمان منو اثبات کندنه قسم وناله ونفرینم. --------------------------------------------------------------------- حدیث نوشت1:امام صادق علیه السلام:هرگاه مؤمن به برادر [دینى] خود تهمت بزند، ایمان  در قلب او از میان مى‏رود، همچنان که نمک در آب، ذوب مى‏شود. کافى(ط-الاسلامیه) ج 2، ص 361، ح 1 --------------------------------------------------------------------------------------- حدیث نوشت 2:حضرت محمدصلی الله  آیا مى ‏دانید غیبت چیست؟ عرض کردند: خدا و پیامبر او بهتر مى ‏دانند. فرمودند: این که از برادرت چیزى بگویى که دوست ندارد. عرض شد: اگر آنچه مى‏ گویم در برادرم بود چه؟ فرمودند: اگر آنچه مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 6:12

بسم الله الرحمن الرحیم   من به این نتیجه رسیدم اگر توی یک جمع غریبه باشم براحتی میتونم بگم   کی چه شغلی داره.مثلا خودم همه ی آدمارو براساس ظاهر شون رنگ    پوست و نوع خوردنشون ویا خلقشون میتونم کمی حدس بزنم .طرف کم   خونه -کم کاری تیروئید یا دیابتیه یا اینکه پرکاری تیروئید داره علی  الخصوص اگر خودش سر درد دلشو بازکنه.مطمئنا شماهم هرشغلی  داریدنسبت به تبعاتش حساسید.اگر ثبت احوالی باشید روی اسامی   وطرز تلفظش ویا اگر بانکی باشید درموردنوشتن چک ومحتویاتش  وهمینطورالی اخر.همه ی اینارو گفتم تابگم ممکنه شغل ها روی دانسته هامون اثر گذارباشند اما همینجورمیشه ازهمین سوراخ گزیده هم بشویم.یکم فکرکنید کیا باچیا فریب می خورن؟این روزا بازار خیانت وفریبکاری رسیده به کنارگوش ما........ -------------------------------------------------------------------------- حدیث نوشت:حضرت علی علیه السلام: با اندرزهاست که (پرده) غفلت کنار مى ‏رود. تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص 224 ، ح 4530 ---------------------------------------------------------------------- پ.ن:مخاطب 3 سال پیشم مینوشت خواستگاری -عقد- مراسم عروسی .یک مدت ناپدید شد وقتی باهمون آدرس شروع به نوشتن کرد به خیالش که همه مخاطب جدیدن وبدون توجه مینویسد 8 ساله مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 6:12

 

 

لیلی عزیزهمکارمهربانم تولدت مبارک الهی درهرکجای این

سرزمین هستی دلی  شادوتنی سالم ولبی پرخنده داشته

باشی.تولدت مبارک 27 آذر

برچسب: نویسنده: کیان جعفری‌نژاد تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 6:12

بسم الله الرحمن الرحیم درجریان هستیدکه پای ثابت فوتبالم.الغرض تیم سپیدرود دربازی اخیردوتامهره خوب وکلیدی و اثرگذار را روی نیمکت گذاشت و خلاصه دراخرای بازی یکیشونوآوردکه اونم نوشدارو بعدازمرگ سهراب.عصبانی بودم زیاد.به پسرم گفتم کار ایشون خیلی برام غیرقابل لمس هست.نمی فهمم آخه کدوم نادانی رونالدو رو از اول بازی رونیمکت میذاره؟اصلا مگه میشه رونالدو مسی که وزنه ای هستندو برای تضعیف حریف بایدحضور داشتادامه مطلب

برچسب: زیدان؟, نویسنده: کیان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:19

بسم الله الرحمن الرحیم از زیستن بی تو مگو زیستن این نیست ورهست به زعم تو به تعبیر من این نیست از بویش اگر چشم دلم را نگشاید یکباره کفن باد به تن پیرهن این نیست یک چشم به گردابت و یک چشم به ساحل گیرم که دل اینست به دریا زدن این نیست تو یک تن و من یک تن از این رابطه چیزی عشق است ولی قصه ی یک جان دو تن این نیست عطری است در این سفره ی نگشوده هم اما حون دل آهوی ختا و ختن این نیست سخت است که بر کوه ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کیان جعفری‌نژاد تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 4:19

صفحه بندی